تبليغاتX
رستــــــــاخیز
Image and video hosting by TinyPic" />
دلم یک مشت اسمان میخواهد و قطره ای از خدا!

  زده زیر دلم و تازه داره از سلولهام هم میزنه بیرون!..

مهم نیست گفته بودم که کفشهات و بپوش اینجا قرار نیست به تو وحی بشه...........

روی کاهی ترین کاغذ دنیا

تقسیم می شوم بین موریانه هایی که هنوز عاشق نشده اند

آخرین سطر این نامه

خدا دارد خواب شیطان را می بیند

که گولش می زند

و میوه های بهشتی توی تورم دارند از سبد غذایی ما کم می شوند

به خدا همین جا بود اولین بار دیوار معنی گرفت

و تکنولوژی نمی فهمد

که

علم پیشرفت کرده و من

توی این کاغذ به این فکر میکنم

که چقدر هوا گرفته توی جهان سومم!

کسی این پنجره را ببندد

ابرها هنوز بارور نشده اند!!!!!.............

به قول دوست شاعرم:

شاعر شدم که لال نمیرم فقط همین!!!!!!

پی نوشت نه شایدم پانوشت شایدم دست نوشت: چقدر هوا گرفته توی جهان سومم!!!!!

پیام شعر: در مورد ابرهای مصنوعی و باران مصنوعیه که اخیرا در ژاپن باریده چون مردم ارزو به دل بارون شده بودند و اونجا بارون نمیومده هر گونه برداشت غیر از این غیر حرفه ای می باشد!!!!!

+ سرگیجه های راحیل حسینی